الفيض الكاشاني
252
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شخصى در زمرهء رياكاران است ؟ بايد بدانيد كه خداى متعال به هيچ بنده تكليفى نكرده كه در توانش نباشد و جلوگيرى كردن بنده از تحريكهاى شيطان و ريشه كن ساختن طمع تا آنجا كه به شهوتها مايل نشود و گرايش پيدا نكند ، در توان بنده نيست و تنها توانش اين است كه با كراهت خود با شهوت مقابله كند كراهتى كه از شناخت فرجامها و دانش دين و اصول ايمان به خدا و روز جزا نشأت مىگيرد ؛ و هرگاه چنين كند تكليف خود را به طور كامل ادا كرده است . و بر اين مطلب دلالت دارد ، اين روايت : « ياران رسول خدا ( ص ) به محضر او شكايت كرده گفتند : چيزهايى به دلمان خطور مىكند كه اگر از آسمان سقوط كنيم و پرندگان ما را بربايند و يا باد ما را در جايى دور بيفكند از گفتن آنها نزد ما محبوبتر است ، پيامبر ( ص ) فرمود : آيا آن حالت را يافتهايد ؟ عرض كردند : آرى ، فرمود : آن حالت ايمان آشكار است » « 98 » ؛ و آنها جز وسوسهء شيطان و كراهت از آن چيزى در دل نيافته بودند و نمىتوان گفت : مقصود پيامبر ( ص ) از ايمان صريح وسوسهء شيطان بوده است . بنابراين بايد آن را بر كراهتى حمل كرد كه با وسوسه برابر باشد و ريا هر چند بزرگ است ولى كمتر از وسوسه دربارهء خداوند است . پس هرگاه ضرر بزرگتر به وسيلهء كراهت دفع شود دفع ضرر كوچكتر به آن سزاوارتر است ؛ همچنين در حديث ابن عباس از پيامبر روايت شده كه فرمود : « سپاس خدايى را كه مكر شيطان را با وسوسه بر گرداند » « 99 » ابو حازم گويد : وسوسهاى كه از نفس تو است و از آن بيزارى جويى به نفع خودت
--> ( 98 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 1 ، ص 83 ، از حديث ابن مسعود روايت كرده و احمد نيز در ( مسند ) ، ج 6 ، ص 106 ، از حديث عايشه روايت كرده ، و ابو يعلى و بزار نقل كردهاند و رجال آن موثقند چنان كه در مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 34 - 35 ، آمده است . ( 99 ) اين حديث را احمد در ( مسند ) ، ج 1 ، ص 235 ، از حديث ابن عبّاس روايت كرده است ، و نيز ابو داود در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 623 ، در ضمن حديثى نقل كرده است .